شبکه انديشمندان قم
ارسال به دوستان ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 25425

یادداشت

16 دی روزی برای گرامیداشت شهدای دانشجو.

درآذر 1359 ش پس از شکست بيش از دو گردان از نيروهاي عراقي در جنوب سوسنگرد به وسيله سربازان اسلام، يک گروهان از برادران سپاه اهواز جهت محافظت از هويزه به آن شهر اعزام شدند. در آن حال بني صدر، دستور تخليه هويزه از نيروهاي سپاهي را صادر و محافظت از آن شهر را به ارتش محول کرد که با مخالفت و پيگيري محمدحسين علم الهدي فرمانده گروهان سپاه هويزه، اين دستور لغو گرديد.

بسم الله الرحمن الرحيم

 

اي صبا از ما به اسماعيل قرباني بگو            زنده برگشتن زکوي دوست شرط عشق نيست

 

درآذر 1359 ش پس از شکست بيش از دو گردان از نيروهاي عراقي در جنوب سوسنگرد به وسيله سربازان اسلام، يک گروهان از برادران سپاه اهواز جهت محافظت از هويزه به آن شهر اعزام شدند. در آن حال بني صدر، دستور تخليه هويزه از نيروهاي سپاهي را صادر و محافظت از آن شهر را به ارتش محول کرد که با مخالفت و پيگيري محمدحسين علم الهدي فرمانده گروهان سپاه هويزه، اين دستور لغو گرديد.

 

سرانجام هفته بعد، قرار عمليات مشترک ارتش و سپاه گذاشته شد که با پيشروي هايي همراه بود. اما به دليل نرسيدن مهمات و پاتک دشمن، نيروهاي خودي مجبور به عقب نشيني شدند.

 

در اين ميان بيش از يکصد تن از برادران پاسدار، جهاد سازندگي و دانشجويان پيرو خط امام از جمله سيدمحمد حسين علم الهدي تا آخرين قطره خون به دفاع از ايران اسلامي پرداخته و به ديدار پروردگار خود نائل آمدند.

 

عراقي ها به تبعيت از اجداد خبيثشان در کربلا با تانک از روي اجساد مطهر شهداي هويزه گذشتند. طوري که هيچ اثري از شهدا نماند، بعدها جنازه ها به سختي شناسايي شدند. حسين را از قرآني که در کنارش بود شناختند، قرآني با امضاي امام خميني (ره) و آيه ا.... خامنه اي .

 

ارزش «حسين»ها به اين است که آنچه را با بصيرت تشخيص داده اند، «وظيفه» مي دانند و در عمل به آن کوتاهي نمي کنند، سنگر علم براي آنها همانقدر سنگر جهاد است که سنگر سوسنگرد و همانقدر در حوزه حماسه مي آفرينند که در هويزه. 

 

چه نيکوست يادشان و چه مناسب است روز 16 دي که با عنوان روزشهداي دانشجو مزين گشته است. پايان اين دل نوشته را با ذکر مناجاتي از دفتر شهيد «ختامه مسک» مي سازيم:

 

«در دل سنگر با خدا سخن مي گويم. اين خانه کوچک، اين سنگر، اين گودي در دل زمين، اين گونيهاي برهم تکيه داده شده، پر از حرف است، فرياد است، غوغا است. من به ياد انس علي ابن ابي طالب با تاريکي شب و تنهايي او مي افتم.  

 

او با اين آسمان پرستاره سخن مي گفت. سر در چاه نخلستان مي کرد و مي گريست. راستي فاصله اش با من زياد نيست. از دشت آزادگان تا کوفه و کربلا بيست کيلومتر است..... .. در لحظاتي که اسلحه بر دوش دارم به فکر شمشير علي ابن ابي طالب مي افتم. به فکر اسلحه ابوذر مي افتم و دست پرتوان او. خدايا اين اسلحه را در دست من به سرنوشت آن شمشيرها نزديک گردان. آري .... تنهايي موهبتي است الهي، در تنهايي از تنهايي به در مي آييم. در تنهايي به خدا مي رسيم»  

 

خوشا آنان که جانان مي شناسند                                   طريق عشق و ايمان مي شناسند

همي گفتيم و گفتند از شهيدان   .                                   شهيدان را شهيدان مي شناسند